تبليغاتX
سالاد مخصوص

شیطان

فرشته ی برتر بود

مجاور و همدم

هراس به خود نگذاشت

اگر چه بال هایش جاودانگی اش بود

فریاد کرد ((نه))

اگر چه می دانست

این غریو نومیدانه ی مرغی شکسته پر است

که سقوط می کند

شرمسار خود نبود و سرافکنده

در پناه سرد سایه ها نگذشت

راهش در افتاب بود

اگر چه می گداخت

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

روی یک موج زندگی می کنم

با سر به پاهام میخورم

جسارت.جسارت.جسارت.جسارت.جسارت.جسارت.جسارت.جسارت.جسارت.جسارت.جسارت

از فرش های پادری بدم می یاد

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

 میگه من بهش توجه نمی کنم،باورش نمیشه بخشیدمش ولی به هر حال مثل قبلا نیست اینم مربوط به ناخوداگاه ام میشه دست خودم نیست وقتی داریم برمیگردیم  میگم ترانه میگه چیه میگم مواظب خودت باش می خوام بفهمه بخشیدمش ولی با مریم برمیگردم مریم می خواد یه چیزی بگه ولی نمیگه، همیشه مریم رو بیشتر  از بقیه دوست داشتم ولی کمتراز همه می بینمش مریم خصوصی ترین های من رو میدون ومن خصوصی ترین هاش رو،امروز تو چشم هاش یه چیزیه میگم بگو میگه چی رو، هیچی نمیگم در سکوت کنار هم راه میریم،مریم بغضش میترکه و تو بغلم گریه میکنه.

 

مامان میگه نه همون که گفتم تو دچار بیماری خود شیفتگی هستی

من:اخه............................

مامان:نه خودشیفتگی اونم از نوع حادش

بیماری خود شیفتگی:بیمار تصور میکند همه دوستش دارند ودر هر مکانی محبوب میباشد.

خود شیفتگی حاد:بیمار تصور میکند کسی یا کسانی عاشقش هستند.

 

استاد میگه عزیزم تو از چی رنج میبری اسکیس هات نشون میده خیلی با خودت درگیری تو همه ی کارات این هست اما تو اخرین طرحات بیشتر،بعدم میگه ولی خیلی تو داری چون تو رفتارات و نحوه ی لباس پوشیدنت این درگیری ذهنیت رو نشون نمیدی دارم فکر میکنم ارزو،ترانه،مریم،و حادتر از همه مهیا از بیماری در گیری ذهنی رنج میبرن اخه از اول ترم اسکیس هام رو اونا زدن(حداقل خودشیفتگی حاد ندارن)

 

باید از بیماری خودشیفتگی حاد بهبود پیدا کنم یعنی به تصوراتم در مورد دوست داشته شدن خاتمه بدم.           

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  |