تبليغاتX
سالاد مخصوص

بزرگ شدنم رو حس می کنم،دارم زن می شم،خودم رو دارم میشناسم،تنهایی دوستش دارم،حسش خاصه مثل  اینه که نمیدونی که می دونی

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

 نمی خوام بازیگر بشم خوب با هیچ کس هم مشورت نکردم،نه.......،می دونم چی می خوام دقیقا،دارم به یه چیزایی میرسم یواش یواش، بدون تک چرخ زدن،اذر میگه تصویب شد،کلی هیجان زدم.......کلی اتفاق،کلی ادم جدید،داشتم می گندیدم دیگه

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

زنده های این سوی اغاز

مرده های ان سوی پایان

داس های واژگون شده ی بیکار

دانه های زندانی

تهی از طنین کاشی ابی و من....

تنم به پیله ی تنهاییم نمی گنجد

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

 میگم نه در نیومده همینطور دارم تند تند حرف میزنم اقای رسولی میگه سحر، گوش کن اینا عالیه مثل کسی میمونی که تازه دوچرخه سواری یاد گرفته می خواد تک چرخ بزنه زمان لازمه تا بتونی تک چرخ بزنی،اما من راضی نیستم،دارم قیافه ی اون مرده که کنار فرانسه جوراب می فروشه رو اتود می کنم میگم نمی دونی چه خط هایی تو صورتشه،میگه تموم کردم با علی این همه تموم کردن و شروع کردن، همه یا دارن شروع میکنن یا تموم،زنی برهنه تو اینه از خودم اتود زدم، اگه بدن لخت کار میکنی بریم کلوپ  5 تایی، مدل از خودشونه،میگه موزیک کارشو دارم می سازم،نمی شناسم خانومه رو،میگه پسرا تو 20 سالگی به همه پا میدن تا 27 همینجوریه برعکس دخترا که از 30 به بعد......،میخندم،میگه 8ماه دیگه،تو؟؟نه............................

 در نمی یاد نوشته هام،هیچ.....،پوچ شدم، نه به چیزی عادت می کنم نه کوک میشم،کلافه ام.....

 

می خواهم در مسیر خودم جایی پیاده شوم که

جنون را

ملاقات کنم ودر بی زمانی اش غرق شوم

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

کارای سارا دارن درست میشن  ،این همه خاطره......... انگاری تو قلبم یه سوراخ باز شده

مهرداد میگه مامان رفت،تو اورژانسه،با گلبرگ و من حرف میزنه فقط، مونا میگه چرا با من حرف نمی زنه،حوصله اش رو ندارم کلا،نمی دونم چرا درست موقعی که کسی رو دیگه نمی خوام  زیادتر می خوادتم ،فردا تولد هومن میریم ،پس فردا مهرداد، صبا میگه نه بابا اون خوب نیست اخه دوستاش همه سینماین،از حالا افتاده دنبال لباس مشکیه شیک،بعضی چیزا رو واقعا نمی تونم درک کنم

فکر میکنم سوراخ قلب مهرداد  خیلی بزرگ تر از مال منه

نمی دونم چرا یهو یادم اومد بچه که بودم فکر میکردم با این همه سوراخ که تو بدنمه اگه تو وان حموم برم مثل ابکش میشم اما نشدم بعد فکر کردم شاید چون کوچولوام اینطوریه اگه بزرگ بشم سوراخ های بدنم هم بزرگ تر میشه اون وقت یه ابکش واقعی میشم ولی نشدم.......

 

از دست دادن ..............

به هر حال هیچ کدوم از ما ابکش نمی شیم هر چند کلی سوراخ بشیم

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

دلم مي خواد هواي خنك رو حس كنم،روي پوستم،مستقيم از خودم به خودم توي اسمون پر از ابي

يه اسمون ابي........

شادماني ام ادامه مي يابد حتي وقتي درها به هم مي خورد و چهره ها در هم مي رود

هنر فاصله ها،زيادي نزديك مي سوزي،زيادي دور يخ مي زني

 

کلی ناراحتم که نسرين ناراحته نمي تونم كاري براش بكنم فقط خودشه كه مي تونه به خودش كمك كنه اخه....

راستي من و نسرين چقدر با هم فرق داريم

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  |